فیلم Tag

گرگم به هوا | معرفی فیلم Tag

فیلم به خوبی می‌تواند رفاقت پسرانه را به تصویر بکشد و حتی در موقعیت های چالش برانگیزی مثل رقابت عشقی، میزان رفاقتشان را بسنجد

تَگ(Tag) نام یک بازی کودکانه است، کمی‌شبیه به گرگم به هوا. یکی به اصطلاح «گرگ» می‌شود و باقی باید از دستش فرار کنند. زمانی که دست گرگ به یکی دیگر برسد او گرگ می‌شود. حالا ما در این فیلم با ۵ رفیق سر و کار داریم که از ۹ سالگی تا به امروز که سی سال می‌گذرد در حال انجام این بازی هستند. آن ها ماه می‌هر سال را به این بازی اختصاص می‌دهند. اینکه پس از سال ها حالا هر کدامشان در گوشه ای از کشور زندگی می‌کنند، مانع آن ها نیست. آن ها می‌گردند، یکدیگر را پیدا می‌کنند، از خصوصی ترین لحظات مثل زایمان همسر یا ختم پدر بیرون می‌کشند و گرگ می‌کنند. با معرفی فیلم Tag با سایت ایستگاه بازی همراه باشید.

اگر داستان فیلم به نظرتان کودکانه و غیرواقعی می‌آید بهتر است بدانید که در اصل داستان این فیلم واقعی است. فیلم نامه ی این فیلم از روی مقاله‌ای در روزنامه ی وال استریت ژورنال، نوشته شده است. این مقاله داستان ده دوست که از کودکی تا بزرگسالی شان در حال این بازی هستند را گزارش می‌کند. آن ها برای گرگ کردن یکدیگر تغییر چهره می‌دادند؛ دزدکی وارد خانه ی یکدیگر می‌شدند و مناسبت های خاصی مثل جشن سال نو را برای یکدیگر به آشوب می‌کشیدند.

فیلم Tag

ماجرای فیلم از آن جا شروع می‌شود که «جری»(Jerry) قصد دارد از این بازی بازنشسته شود. این اتفاق اصلاً خوشایند نیست زیرا جری از کودکی تا به امروز هرگز گرگ نشده است و عروسی‌اش در روز آخر ماه می ‌فرصت بسیار مناسبی برای نابودی این رکورد بی‌نظیر به نظر می‌رسد.

در فیلم tag اد هلمز(Ed Helms)، جرمی‌رنر(Jeremy Renner), جان هم(Jon Hamm) و ایسلا فیشر(Isla Fisher) به ایفای نقش پرداخته‌اند.

این فیلم در IMDb رتبه ی ۶٫۶ را به خود اختصاص داده است.

تگ را در دسته ی فیلم‌های کمدی قرار داده‌اند ولی اکشن هم می‌تواند ژانر مناسبی برای آن باشد. به خصوص حضور جرمی ‌رنر(بازیگر معروف فیلم هایی مثل اونجرز یا ماموریت غیر ممکن) آن هم به شیوه ی مرسوم، این ادعا را تایید می‌کند. جالب است بدانید که یکی از صحنه های اکشن فیلم واقعا به جرمی‌ رنر آسیب رساند و بازویش را مجروح کرد.

اغلب بازیگران این فیلم یا سابقه‌ی بازی کمدی را در کارنامه شان داشتند و یا اکشن. در واقع شاید تنها از انتخاب بازیگر این فیلم و نه چیز دیگر، بتوان حدس زد که دقیقا با چه نوع فیلمی‌ سر و کار داریم. اما اینکه آیا این فیلم در همان نوع خود توانسته فیلم خوبی باشد و خوب عمل کند بحث دیگری است.

فیلم Tag

بعضی‌ها برای برنده شدن بازی می‌کنند و بعضی‌ها برای بازی کردن. افرادی که برای بازی کردن بازی می‌کنند پیش از برد زودهنگامشان عمدا اشتباه می‌کنند تا بازی ادامه پیدا کند. جری در این فیلم کسی است که برای برنده شدن بازی می‌کند و هوگی کسی است که پارسال باخته و برای بازی کردن بازی می‌کند. بازی برای هوگی(Hoagie) تلاش برای حفظ و ادامه‌ی رفاقت است ولی برای جری همیشه برنده، ناخواسته عامل جدایی. این فیلم به خوبی توانسته این را به نمایش بگذارد. هوگی فرد دوست داشتنی گروه است و حتی ممکن است ضعیف انگاشته شود ولی حقیقتا قدرت اوست که به این رفاقت سر و سامان داده و جری همیشه از گروه جدا به نظر می‌رسد.

فیلم tag به خوبی می‌تواند رفاقت پسرانه را به تصویر بکشد و حتی در موقعیت های چالش برانگیزی مثل رقابت عشقی، میزان رفاقتشان را بسنجد. شوخی های پسرانه‌ای که دردناک و بدجنسی محض‌اند ولی از علاقه ی شدید قلبی سرچشمه گرفته‌اند و منجر به هیچ‌گونه کینه و مشکلی نمی‌شوند. در واقع تنها حد و مرز شوخی را درگیر دنیای زنانه شدن تعیین می‌کند. ازدواج جری.

داستان اصلی‌ای که فیلم tag با الهام از آن ساخته شده است ۱۰ شخصیت دارد ولی فیلم به خوبی توانسته این ماجرا را در ۵ شخصیت خلاصه کند و تلاش کرده است که در این میان هر کدام از شخصیت‌ها نماینده ی خوبی برای تیپ شخصیت باشند، نه تکراری باشند و نه دور از هم که رفاقتشان مایه‌ی شگفتی باشد.

اگر برای سپری کردن دو ساعت بی‌فکر و دغدغه به سراغ این فیلم آمده‌اید گمان نمی‌کنم پشیمان شوید. فیلم صحنه‌هایی دارد که می‌تواند شما را به وجد آورد، هیجان زده کند، بخنداند و در موقعیت هایی هم احساساتتان را تحریک کند. در واقع می‌توان گفت که در حین تماشای این فیلم به شما خوش خواهد گذشت.

با این حال فیلم نه در دسته ی کمدی‌ها جایگاه خوبی به دست می‌آورد و نه در دسته‌ی اکشن‌ها.

احتمالا بلاتکلیفی این فیلم دلیل اصلی آن باشد. در واقع حتی اگر کلیشه ای بودن پیغام کلی آن را هم کنار بگذاریم، باز متوجه می‌شویم که در دریافت آن می‌تواند سوءتفاهم‌هایی وجود داشته باشد. چیزی که این فیلم بیشتر از همه قصد گفتنش را دارد این است که گذر زمان، افتادن فاصله و تغییر شرایط زندگی بهانه ی خوبی برای قید دوستی‌ها را زدن نیست.

فیلم tag با این جمله آغاز می‌شود: « یه بار یکی گفت ما چون بزرگ میشیم دست از بازی کردن نمی‌کشیم. چون دست از بازی کردن می‌کشیم، بزرگ می‌شیم.»

اگر چه دیالوگ آغازگر فیلم درباره‌ی ارزش کودکی و بازی کردن باشد ولی مفهوم اصلی‌ای که این فیلم بر آن تکیه کرده، رفاقت است. افرادی که برای پایدار نگه داشتن رفاقتشان از چنگ گذر زمان و عوض شدن مکان و زمانه، از همان روش کودکی یعنی بازی استفاده می‌کنند.

شروع فیلم با این دیالوگ اهمیت آن را می‌رساند و اشاره به آن در طول فیلم، بر آن تاکید می‌کند و استفاده از آن مجددا در انتهای فیلم با ما درباره‌ی مهم بودنش اتمام حجت می‌کند. در حالی که فیلم درباره‌ی آن نیست. حتی در انتهای فیلم زمانی که فیلمنامه می‌خواهد ارتباط این جمله‌ی زیبا به رفاقت را بگوید بحث منحرف می‌شود.

سوال اینجاست که دیالوگ آغازینی که این چنین پررنگ شده آیا چیزی بیشتر از یک دیالوگ زیبا و تاثیر گذار ولی بی‌هدف است؟

در فیلم tag می‌شود شخصیت‌ها را درک کرد اما در این میان جری غیرقابل درک است. در واقع می‌توان گفت که عوامل فیلم همه  تلاششان را کرده‌اند تا بیننده‌ها عاشق جری شوند حتی یک بازیگر محبوب و کاربلد را برای این نقش انتخاب کرده‌اند ولی این اتفاق نمی‌افتد. چون شخصیت جری ما را به تحسین وانمی‌دارد.

فیلم Tag

اساس داستان بر زرنگ بودن و بی‌نظیر بودن جری ساخته شده است اما جری لیاقتش را به تماشاگر ثابت نمی‌کند. تنها در فیلمنامه بی‌دلیل از او تعریف شده است و فیلم با یک سری جلوه های بصری و داستان های غیرقابل باور قصد دارد بیننده را مجبور به باور این مسئله کند تا بتواند تلاش‌های نافرجام دیگران برای گرگ کردن او را خنده‌دار جلوه بدهد. پارتی بازی واضح فیلم برای کاراکتر جری مانع از دوست داشتنی شدنش می‌شود.

از طرفی دیگر جری یک برنده‌ی شرافتمند نیست. شرافتمند نبودن جری به جای آن که هوشش را نشان بدهد بی ارزش بودنش را نشان می‌دهد.

تگ یک سری سوال‌های جدی اخلاقی مطرح می‌کند و قصد ندارد برای هیچ کدامشان جوابی بدهد و یا حتی موضعی برای خودش مشخص کند. این سوال که برنده شدن به چه قیمتی ارزشمند است؟ یا حتی بازی کردن و ادامه ی بازی چه قیمتی دارد؟ فیلم در پاسخ به این سوالات بسیار بلاتکلیف عمل می‌کند و هر آنچه که در موقعیت بیننده‌ی بیشتری را جذب کند یا با آن بتواند داستانش را ساده تر جلو ببرد انجام می‌دهد.

یا در انتها اگر صدور اجازه‌ی ورود زنان به بازی نشان از بلوغ این بازی دارد پس سر و صدا کردنشان در بیمارستان کجای این بلوغ قرار می‌گیرد؟ یا اگر اینکار برای نگه داشتن هوگی در بازی است پس زن خبرنگار دیگر چرا به آن اضافه می‌شود؟ بحث این است که فیلم نمیخواهد مرد سالارانه به نظر بیاید یا واقعا هیچ دلیلی ندارد و همه چیز در یک فضای بانمک تصادفی رخ می‌دهند؟

فیلم tag چهارچوب قرص محکمی ‌ندارد و حتی پیام کلی فیلم که برای فیلم‌هایی از این نوع مثل نان شب واجب است در آن با عدم قطعیت رسانده می‌شود.

اما با وجود همه ی این ها به قول استیو گرین(Steve Green) منتقد آمریکایی: مسلما راه هایی بدتر از تماشای تگ برای گذراندن وقت وجود دارد.

دسته بندی
سینمامطالبمعرفیمقالات

یک دیدگاه

مطالب مرتبط