Layers of Fear

معرفی بازی Layers of Fear | قاب ترس

نبردی بین خود و خود در شش لایه از ترس برای فرار از شش بیماری که در شش مرحله اتفاق می‌افتد

زمانی که برای اولین بار با پیش‌نمایش بازی Layers of Fear مواجه شدم، ناخوداگاه به یاد کتابی افتادم که سال‌ها پیش در کتابخانه‌ی یکی از دوستان دیده بودم. یادم هست کتاب را یک هفته به امانت گرفتم و به قدری داستان مرا جذب کرده بود که کنجکاوی در خصوص ابعاد داستان مرا واداشت تا فیلم‌های ساخته شده در خصوص آن را یکی پس از دیگری ببینم. آن کتاب و داستانش خاطره شد و جایی در گوشه ناخودآگاهم مانده بود تا اینکه پیش‌نمایش بازی لایه‌های ترس باعث شد دوباره به یاد آن بیفتم.

داستان دقیقا از آنجایی شروع شد که در اوایل بازی در طبقه دوم با کتابخانه‌ای مواجه شدم که ناخودآگاه فضای ساکت و وهم‌آلود خانه مرا ترغیب می‌کرد که به کندوکاو در آن بپردازم. درست در همین لحظه مشاهده رمان The Picture of Dorian Gray به کلی رشته افکارم را پاره کرد. همان‌جا بود که فهمیدم با یک بازی معمولی سر و کار ندارم. در سرتاسر بازی حس میل به جاودانگی، خودشیفتگی و خودخواهی در شخصیت اصلی بازی مشهود بود. بیماری‌های روانی که نقاش داستان ما با آن دست و پنجه نرم می‌کرد، گویی حتی من را تحت الشعاع خود قرار داده بودند.

Layers of Fear

اعتیاد به الکل، آنارشیسم، منزوی بودن، پارانویا و اسکیزوفرنی در کنار Magnum Opus به گونه‌ای در شخصیت داستان ما تنیده شده‌ بود که حس رهایی از آن‌ها دغدغه تمام لحظاتی بود که به جای ترس از فضای وهم‌آلود بازی به آن فکر می‌کردم. نبردی بین خودم و خودم در شش لایه از ترس برای فرار از شش بیماری که در شش مرحله اتفاق می‌افتاد.

بازی دارای سه پایان متفاوت بود. اولین پایانی که تجربه کردم بیشتر شبیه به شروع بود تا پایان به طوری که وقتی دوباره به سراغ بوم نقاشی خالی ابتدای بازی برگشتم این حس مدام به من القا می‌شد که این زندان رهایی ندارد. من مصرانه بارها و بارها این چرخه را دور می‌زدم و هر چه بیشتر برای جنگیدن با روان‌پریشی‌های نقاش داستان تلاش می‌کردم، بیشتر غرق در احساسات خودخواهانه او می‌شدم. سرانجام دست از مبارزه کشیدم و خودم را تسلیم آن‌چه نقاش بود و سعی در فرار از آن داشت کردم. آنقدر در این احساسات غرق شدم تا بالاخره پایان بد ماجرا را تجربه کردم. شاید اسمش پایان بد بود ولی برای من حکم رهایی داشت از مالیخولیایی که یک هفته مرا اسیر خود کرده بود.

بازی Layers of Fear

نمی‌دانم مشکل از من بود یا شخصیت اصلی بیمار بازی ولی گویی پایان خوش بازی برای من طراحی نشده بود و این سوال از همان لجظه در ذهن من نقش بست که چه کسانی پایان خوش بازی را تجربه می‌کنند؟

دسته بندی
مطالبمعرفیمقالات

یک دیدگاه

مطالب مرتبط