سریال Game of Thrones | برن استارک، مهره کلیدی سریال بازی تاج و تخت

بعد از گذشت هفت فصل، آخرین پسر زنده‌ی استارک چه نقشی را باید اجرا کند؟

“کار‌هایی که من برای عشق انجام می‌دهم.” شک برانگیز است که آیا جیمی لنیستر هیچگاه به عواقب تصمیمش درمورد هل دادن برن استارک از پنجره‌ی وینترفل فکر کرده بود یا خیر. (احتمالا در آن زمان به خاطر اینکه در موقعیت حساسی با خواهرش دیده شده بوده در لجظه عمل کرده و به هیچ چیز فکر نکرده است.) اما کاری که جیمی لنیستر انجام داد، اولین نت نواخته شده از یک موسیقی افسانه‌ای بود که هنوز در حال نواخته شدن است.

نادیده گرفتن شخصیت برن کار سختی نیست. او از هرگونه سیاست‌های وستروس فاصله داشت و موقعیتش به خاطر جنگ‌های منطقه‌ی مختلف فرق می‌کرد. فلج شدن او همچنین باعث شده بود تا هیچ قدرتی برای جنگیدن و حرکت نداشته باشد و او را وابسته به اطرافیانش می‌کرد.

بعد از اتفاقات قسمت‌های ابتدایی سریال که برای برن پیش آمدند، الهام‌هایی از زاغ سه چشم باعث آزار او شده بودند. این الهامات آنقدر قوی بودند که باعث شوند برن به جای درپیش گرفتن راه عاقلانه بازگشت به خانواده‌اش پا به سمت ناشناخته‌ها بگذارد و از دیوار عبور کند. اگر سریال را دنبال کرده باشید، می‌دانید که مسیر برن تا سمت دیگر دیوار با کشته‌های زیادی سنگفرش شده است و اگر فکر به این که آیا بهایی که برن پرداخته ارزشش را داشته یا نه اذیتتان می‌کند، باید بگویم که تنها نیستید. ماموریت معنوی برن، حقایق بازی تاج و تخت را به چالش می‌کشد و سریال را به سمت المان‌های قراطبیعی که به صورت معما بوده‌اند ولی پتانسیل تغییر شرایط را دارند سوق می‌دهد.

ممکن است که ماجراجویی برن در سایه خیانت‌ها، جنگ‌ها و دیگر چیز‌هایی که اساس سریال را تشکیل می‌دهند ناچیز باشد، اما کم کم متوجه شدیم که تبدیل شدن برن به آخرین زاغ سه چشم ارزش همه آن غم و اندوه را داشته است.

تمامی جنگ‌های اصلی انسان‌ها در بازی تاج و تخت آرام گرفته‌اند، تا به دنبال راه حلی برای مشکل بزرگتر یعنی ارتش White Walkerها و Night King باشند. با استناد به آخرین نبرد بین مردگان و انسان‌ها، به نظر می‌رسد هیچ تعدادی از اژدها و سلاح نمی‌تواند جلوی تعداد بالای آن‌ها را بگیرد. این البته همینطور باعث شده تا مهی از ناامیدی پایان مجهول داستان را دربر بگیرد. این واقعه باعث شده تا همه مبارزات بزرگ دیگر در بازی تاج و تخت از دور خارج شوند و هر کاراکتر در سریال به دنبال راهی برای بقا باشد. در همین حین برن استارک مدت‌ها بود که در گوشه و کنار داستان به دنبال فهمیدن سهم خود از حل این پازل می‌گشت.

توانایی‌های برن، مانند دیدن گذشته و حال توسط ظاهر انسانی زاغ سه چشم به او اهدا شدند، یک مربی که او زیر درخت Weirwood طی ماجراجویی‌اش در شمال دیده بود. پس از مدتی او این توانایی را پیدا کرد تا وقایع مشحصی از گذشته را مشاهده کند، وقایعی که چیزی از آن‌ها به یاد نمانده بود.

البته، همانطور که همیشه می‌گویند، تاریخ توسط برنده‌ها نوشته می‌شود. اما برن توانست تا حقایق زیادی را که دفن شده بودند دریابد. شاید تاثیر گذارترین آن‌ها واقعیت درباره جان اسنو و تارگرین بودن او باشد. اما برن همچنین حقایق زیادی درمورد پادشاه شب می‌داند. حقیقت وجودی ارتش مردگان و دلیل پیدایش آن‌ها. این ارتش توسط فرزندان جنگل درست شده بودند و در واقع برای متوقف کردن انسان‌ها اولیه بودند که درواقع خانواده استارک از نوادگان آن‌ها حساب می‌شدند. توانایی‌های برن و دید او همچنین باعث شد تا به هدفی برای پادشاه شب تبدیل شود و منجر به کشته شدن مربی او یعنی زاغ سه چشم شد.

با وجودی که به برن درباره مداخله نکردن در گذشته هشدار داده شده بود، او هشدار‌های مربی خود را نادیده گرفت و هودور را فدا کرد تا جان خود و میرا را نجات دهد. در آن لحظه ما شاهد خودخواهی و روی دیگر برن بودیم که باعث تضعیف کارکتر او شد.

بدون وجود زاغ سه چشم برای راهنمایی برن، نادیده گرفتن هشدار‌های مربی‌اش می‌تواند باعث از بین بردن توانایی‌هایش شود. برن ثابت کرده که بیشتر از چیزی که باید می‌داند. بیشتر سکانس‌های مربوط به او در فصل هفتم اکثرا شامل لحظه‌های حساس و مهمی از گذشته و یا حال بودند. همچنین این‌ها همه به عوض شدن وضعیت او به صورت تغییری شیطانی اشاره داشتند و بیشتر او را در پوچی و پوچ گرایی احمتالی فرو می‌برند که البته از معایب علم شناسی زیاد است. به همین علت هنوز دقیقا مطمئن نیستیم که برن قرار است جزئی از راه حل این موضوع باشد یا مشکل اما در هر صورت نمی‌توان نقش پررنگ او را در باره مشکل ارتش مردگان کتمان کرد.

طرفداران سریال، ایده‌ها و تئوری‌های زیادی برای برن و کارکتر او دارند. تعداد زیادی از آن‌ها بیان می‌کنند که برن در واقع Bran the Builder است و کسی است که دیوار شمال و وینترفل را ساخته است. باعث به وجود آمدن خاندان استارک شده و به فرزندان جنگل در دور نگه داشتن مردگان کمک کرده است.

تئوری‌های مشابهی هم هستند که معتقدند برن در واقع همان پادشاه شب است. عده‌ای از طرفداران معتقدند اصالت خاندان استارک به تعهدنامه‌ای میان انسان‌ها و نایت واکرها مربوط می‌شود. تئوری دیگری می‌گوید که برن با سفری در زمان با اجدادش صحبت می‌کند. هردوی این‌ها برای قضاوت کردن سخت هستند اما درهرحال خویشاوندی عجیبی بین دشمن اصلی و برن است که برای پی بردن به آن چیز دیگری نمانده است.

پادشاه شب می‌تواند در دید‌هایش به او حمله کند و اغلب حرکات او برایش قابل پیش بینی هستند، البته هنوز ما نمی‌توانیم قصد‌های واقعی او را بفهمیم. به نظر می‌رسد پادشاه شب علاقه زیادی به جمع کردن کودکان داشته باشد اما نمی‌توانیم بگوییم چه چیزی باعث هجوم آن‌ها پس از سال‌ها سکوت می‌باشد. آیا همه این‌ها تقصیر برن بود هنگامی که به او رسید و اگر بله، آیا سرنوشت او در آخرین فصل مانند گوسفند قربانی خواهد بود؟ به مردگان تحویل داده می‌شود تا ان‌ها را از وستروس دور نگه دارند؟ مانند کاری که کرستر با بچه‌هایش می‌کرد.

تئوری و احتمالات به کنار، یک چیز قطعی و مشخص است. برن ساکت شده است. برخلاف دیگر کاراکتر‌ها و شخصیت‌ها در این سریال که از تمام معلومات و توانایی‌های خود استفاده می‌کنند تا پایان بازی تاج و تخت را تغییر دهند، برن استارک به نظر علاقه‌ای به استفاده از معلومات خود ندارد و تنها در موارد اندکی شاهد بروز اطلاعات از زبان او بودیم و این کمی ترسناک است. این که چه در فکر او می‌گذرد و چرا به اتسفاده از اطلاعاتش علاقه‌ای ندارد سوالی است که ذهن هرکسی را درگیر می‌کند.

البته به حل شدن تمام معما‌ها و پرسش‌های درون ذهنمان زمان زیادی نمانده و فردا ۱۴ اپریل اولین قسمت از فصل هشتم سریال بازی تاج تخت از شبکه HBO پخش خواهد شد.

 

دسته بندی
Game of Thronesبازی تاج و تختسریالمطالبنقد و بررسی

یک دیدگاه

مطالب مرتبط