اشتباهات انتقام جویان در فیلم Avengers: Infinity War چه بود؟

بررسی اشتباهات کلیدی و مسیرهای جایگزین احتمالی داستان فیلم

در فیلم Avengers: Infinity War ، تانوس با بدست آوردن شش سنگ ابدیت و همچنین متحمل شدن فداکاری‌های متعدد، به هدف خود یعنی محو کردن نیمی از جمعیت جهان از زندگی، دست یافت. اما اشتباهاتی که باعث شد قدرتمندترین قهرمانان زمین در برابر دشمن بزرگ خود شکست بخورند چه بود؟ زمانی که بروس بنر به زمین اصابت کرد، خبر داد که تهدیدی بزرگتر از آنچه تابحال وجود داشته، در کمین است. اگر تانوس موفق می‌شد تا قدرتی که بدنبال آن بود را بدست آورد، نیمی از جهان با نابودی مواجه می‌شد. انتقام جویان عملا هرچه در توانشان بود را انجام دادند تا جلوی فاجعه به این بزرگی را بگیرند و حتی شخصیت Iron Man به تنهایی موفق شد قطره‌ای از خون تانوس را بریزد، اما در نهایت تمامی تلاش‌ها کافی نبود.

سوال بزرگ اینجاست که آیا آنها می‌توانستند جلوی تانوس را بگیرند یا در هر صورت این اتفاق بصورت اجتناب ناپذیر ظاهر می‌شد؟ اگر به فیلم‌های پیشین دنیای سینمایی مارول نگاهی دوباره بیندازیم، می‌بینیم که اگر انتقام جویان در برخی تصمیم گیری‌های خود تجدید نظر می‌کردند، اتفاقات اکنون جور دیگری رقم می‌خورد. اگر ازگاردی‌ها به جای دادن سنگ واقعیت به Collector، آن را در جای دیگری مثلا در بعد دیگری پنهان می‌کردند تانوس می‌توانست باز هم موفق شود؟ یا اگر انتقام جویان بجای آنکه بخاطر عهدنامه سوکوویا از هم متفرق باشند، بصورت متحد در کنار یکدیگر باقی می‌ماندند، به موفقیت بهتری دست می‌یافتند؟ تمام این احتمالات، تئوری‌های جذابی را بوجود می‌آورد اما از طرفی نمی‌توان از صحت کامل آنها مطمئن بود، چرا که اگر حتی یکی از این رویدادها تغییر می‌کرد، تمام سیر داستانی عوض می‌شد و این بار با اتفاقات دیگری روبرو بودیم که حتی شاید بدتر از پیش بود. در این مقاله، به بررسی برخی اشتباهات انتقام جویان و تاثیر برخی تصمیم گیری‌ها در فیلم Avengers: Infinity War می‌پردازیم. برای این منظور، هفت تصمیم کلیدی در فیلم را در نظر می‌گیریم که احتمالا می‌توانست جلوی تانوس را بگیرد. هر کدام از تصمیم‌ها، باعث می‌شود که روند داستان فیلم تغییر کرده و حتی باعث نجات زندگی تمام جهان شود.

۱) ویژن فرستنده خود را خاموش کرد

Vision و Scarlet Witch در رویداد فیلم Captain America: Civil War بر علیه یکدیگر شدند و در نهایت، این تنش باعث شد آنها عمق علاقه خود به یکدیگر را دریابند. پس از آنکه استیو راجرز، واندا را از زندان سری آزاد کرد، او تصمیم گرفت بصورت یک فراری زندگی خود را ادامه دهد و خود را به قانون تحویل ندهد. او در نهایت توانست به مدت دو سال با پنهان کردن خود، بصورت مخفی باقی بماند و از طرفی، با Vision در تماس باشد که موجب شد عشق آنها شدت بگیرد. دو هفته پیش از آنکه تانوس حمله خود را در زمین آغاز کند، آن دو تصمیم گرفتند بلاخره در منطقه Edinburgh به ملاقات یکدیگر بروند. Vision فرستنده خود را خاموش کرد تا دیگر تحت ردیابی قرار نگیرد و واندا را از نزدیک ببیند. این یک اشتباه بسیار خطرناک بود در حالی که سنگ ذهن به او هشدار می‌داد که اتفاقی در حال رخ دادن است. اگر فرستنده خود را خاموش نکرده بود، تونی استارک می‌توانست با او تماس برقرار کند تا او را از خطری که در کمین او بود مطلع سازد آنگاه Vision و Scarlet Witch با سرعت هرچه تمام‌تر به سمت نیویورک حرکت می‌کردند. به هر حال آنها به موقع به نیویورک نمی‌رسیدند، اما حداقل از مکان پیشین خود دور می‌شدند و آمادگی لازم را برای رویارویی تهدید پیدا می‌کردند. از طرفی Corvus Glaive نمی‌توانست Vision را غافلگیر کرده و باعث جراحت شدید او شود. بدین ترتیب او می‌توانست طی رویداد Infinity War، اثر بخشی بیشتری از خود نشان داده و در نبردهای پیش رو، موفقیت‌های بهتری را رقم زند.

۲) تونی استارک با استیو راجرز تماس نگرفت

تونی استارک زمانی که با استیو راجرز تماس نگرفت، اولین اشتباه خود را مرتکب شد و اشتباه او بسیار واضح و غیرقابل انکار است. او از میزان خطر آگاه بود و حتی بروس بنر هم به او گفت که دشمنی بسیار قدرتمند در حال آمدن است که هالک را به آسانی شکست داد. روشن است که برای استارک، این واقعه دقیقا همان رویدادی است که همیشه از آن در ذهن خود واهمه داشت و برای مقابله با آن، باید با استیو راجرز و انتقام جویان مخفی او تماس برقرار می‌کرد. حال زمانی که محل سنگ زمان امن بود، استیو و تیمش می‌توانستند به سرعت به سمت اسکاتلند رفته و Vision را از خطر پیش رو آگاه کنند تا از حمله Corvus Glaive و Proxima Midnight در امان بماند. یک تصمیم ساده، باعث شد تا روند فاجعه Infinity War سرعت پیدا کند. در فیلم زمانی که حمله به نیویورک اتفاق می‌افتد و پس از آن تونی استارک ناپدید می‌شود، منطقی است که استیو و تیمش به سرعت برای نجات دادن Scarlet Witch قدم بردارند و با کوئین جت در اختیار، حدودا طی یک ساعت به آنجا خواهند رسید. پس اگر زودتر مطلع می‌شدند، حتی شوری برای بیرون آوردن سنگ ذهن از سر ویژن، زمان بیشتری در اختیار داشت.

۳) انصراف از بازگشت به زمین

تصمیم ادامه دادن سفر به سمت تایتان، یکی از نقاط انحرافی در Avengers: Infinity War است. Doctor Strange ،Iron Man و Spider-Man نهایتا سفینه فضایی Ebony Maw را در اختیار گرفتند ولی بجای آنکه به سمت زمین بازگردند، تصمیم گرفتند نبرد را به سمت زمین حریف و در خانه تانوس بکشانند. آنها روی برتری غافلگیری حساب کرده بودند، اما این انتخاب عاقلانه‌ای نبود و زمین بیشتر بدون دفاع ماند. نمی‌توان مطمئن بود که اگر دکتر استرنج برای بازگشت به زمین اصرار می‌کرد، چه اتفاقی می افتاد. در آن صورت زمانی که حمله به واکاندا رخ داد، انتقام جویان با داشتن مدافع سنگ زمان در کنار خود، شانس بیشتری داشتند. به هر حال دکتر استرنج می‌توانست با استفاده از بعد آینه‌‌ای، ارتش Black Order را گرفتار کند و در کسب زمان بیشتر و محافظت از حداقل دو سنگ ابدیت، راه بهتری را در پیش بگیرند. البته در آن صورت ممکن بود تانوس زودتر از راه برسد و محافظان کهکشان را نیز به سرعت نابود سازد.

۴) از بین نبردن به موقع سنگ ذهن

 

استیو راجرز با گفتن جمله “ما با جان کسی معامله نمی‌کنیم” سعی داشت تا جان هم تیمی خود، ویژن را نجات دهد، اما در مقابله با ارتش Black Order، چند نفر از واکاندایی‌ها برای محافظت از ویژن کشته شدند؟ دلیل انتقام جویان برای اینکه سنگ ذهن از میان نرود این بود که یکی از اعضای ارزشمند خود را از دست ندهند ولی زمانی بیگانگان به زور وارد واکاندا شدند، برای همه مشخص شد که شوری برای خارج کردن سنگ ذهن، زمان کافی را نخواهد داشت. انتقام جویان هنوز هم می‌توانستند جلوی این آشوب بزرگ را سریع‌تر بگیرند. Black Order به دنبال سنگ ذهن بود و انتقام جویان طریقه نابودی آن را می‌دانستند. آنها باید نقشه ای می‌کشیدند که در صورت پیشروی دشمنان، تنها سنگ باقی مانده در زمین را از میان ببرند. این کار حداقل بیگانگان را کندتر می‌کرد. از طرفی قابل درک است که ارتش تانوس برای آنکه به هر نحوی به سنگ برسند، Corvus Glaive را بصورت مخفیانه بفرستند تا زمانی که ویژن بدون محافظ شد، سنگ را از او بگیرند. با این حال نابودی سنگ می‌توانست جلوی تمام این اتفاقات را بگیرد.

۵) نادیده گرفتن Corvus Glaive

یکی از اشتاهات تاکتیکی استیو راجرز این بود که Corvus Glaive را بعنوان یکی از دشمنان غایب نادیده گرفت. زمانی که استیو از Proxima Midnight درمورد یار او پرسید، ادعا کرد که بعد از اولین نبرد انتقام جویان در اسکاتلند و مجروح شدن، نتوانست دوام آورد و در نهایت مرده است. استیو حرف او را باور کرد و یا در هر صورت Corvus Glaive را بعنوان یک خطر جدی در نظر نگرفت. در واقع این استراتژی واضح Black Order بود تا زمانی که گمان می‌کنید یک شخصیت اصلی غایب است، حمله از روبرو تنها یک حواس پرتی محسوب شود. حداقل استیو بعنوان یک فرمانده سابق جنگ، باید به نگهبانان Dora Milaje اخطار میداد تا آمادگی نفوذ یک دشمن قدرتمند را داشته باشند.

۶) استارلرد کنترل خود را از دست داد

می‌توان گفت شخصیت استارلرد، بدترین قهرمان فیلم Avengers: Infinity War بود و نقشه بزرگی را خراب کرد و روایت داستانی فیلم نیز، به چنین موضوعی اکیدا اشاره دارد. پیتر کوئیل می‌دانست که چه تهدید بزرگی در مسیر آنها قرار دارد و حتی حاضر شد برای جلوگیری از تانوس، در Knowhere به گامورا شلیک کند. او نهایتا قانع شده بود که نقشه‌اش جواب خواهد داد تا طی آن، با رام کردن ذهن او، گرفتن دستکش از دست او و سپس از بین بردن او به تمامی اهداف تانوس خاتمه دهند. این نقشه بنظر بسیار کارآمد می آمد و حتی تا لبه پیروزی جلو رفت. متاسفانه زمانی که مانتیس اعلام کرد که تانوس در عذاب کشتن گامورا قرار دارد، استارلرد نیز کنترل خود را از دست داد و با ضربه زدن به صورت تانوس، او را از کنترل مانتیس خارج کرد. بسیاری از هواداران پس از این رویداد، تنفر خود را نسبت این شخصیت اعلام کردند. سپس جو روسو (Joe Russo) درمورد او گفت که پیتر کوئیل شخصیتی است که با فقدان شناخته می‌شود. از کودکی مادر خود را از دست داد، سپس محبور شد پدر خودش را با دست خود بکشد و شاهد مرگ پدرخوانده خود باشد و حالا که قدری زمان گذشته تا اندکی خود را بیابد، دوباره با فقدانی بزرگ مواجه می‌شود. استارلرد شخصیتی احساساتی است و در این جا تصمیمی احساسی گرفت. نمیتوان تمام تقصیر را گردن او انداخت، او در بک لحظه فهمید زنی که عاشقش بود کشته شده و قاتل آن روبروی او قرار دارد.

۷) ثور سر تانوس را هدف قرار نداد

اشتباهی که ثور در رویداد فیلم انجام داد، یکی دیگر از اشتباهات احساسی بود. خدای رعد، بلاخره سلاح بزرگ خود Stormbreaker را بدست آورد که پتانسیل کشتن تانوس را داشت، اما در لحظه آخر، فرصت را برای اینکار غنیمت نشمرد. برای او کافی نبود که تانوس فقط بمیرد تا انتقامش را کامل کند. او به تایتان دیوانه فرصتی داد تا بفهمد کسی برای کشتن او بالای سرش ایستاده است، شخصی است که مردم و دوستان او توسط خودش کشته شده‌اند و حال در لحظات آخرش، با خشم تنها بازمانده آنها روبرو شود. به همین خاطر، ثور بجای سر، سینه تانوس را هدف قرار داد تا لحظاتی را برای گفتن حرف‌های خود باقی بگذارد که نهایتا موجب آن شد که تانوس از فرصت استفاده کند و بشکن خود را بزند. طبق گفته آنتونی روسو (Anthony Russo) میان عکس العمل ثور و استارلرد در برابر تانوس، رابطه خاصی وجود دارد. طبق نظر او، فقدانی که باعث شد ثور در این حالت خاص احساسی قرار گیرد، تا حدودی مشابه با احساسات استارلرد است. همچنین این احساسات باعث شد تا او مسئول پیروزی تانوس باشد.

این اشتباه، می‌تواند تنها اشتباه بسیار بزرگ در آخرین لحظات فیلم Avengers: Infinity War باشد و تاریخ می‌توانست جور دیگری رقم بخورد. یک نشانه گیری به سر تانوس، می‌توانست انتقام جویان را بلاخره به پیروزی برساند. البته درست است که همه خساراتی را متحمل شده بودند و یکی از بزرگترین آنها از دست دادن ویژن بود، اما در عوض نیمی از جمعیت جهان همچنان زنده بودند و تنها چیزی که برا انتقام جویان باقی می‌ماند آن بود که حساب بقیه موجودات فضایی را رسیده و درمورد رسیدگی به تانوس و دستکش ابدیت او، تصمیم بگیرند. اما هنگامی که احساسات ثور دخیل شد، او می‌خواست تانوس بخاطر تمام فقدان خود زجر بکشد و تمایل او به انتقام و مشاهده تانوس در عذاب، باعث شد که مسیر تانوس هموار شود.

جالب است که اشاره کنیم، اشتباهات مربوط به اوایل فیلم، بیشتر جنبه تاکتیکی و استراتژی داشت که قهرمانان را ضعیف‌تر کرد و به تانوس فرصت بیشتر داد. در نهایت هر چه به پایان فیلم نزدیک می‌شویم، اشتباهات جنبه احساسی و بصورت یک خصومت شخصی پدیدار می‌شود. البته باید گفت، تانوس در هر جهت می‌توانست در تمام این سناریوها، پیروز شود، چرا که دکتر استرنج پایان‌های مختلفی را مشاهده کرده بود که طی آنها، فقط یک شانس پیروزی وجود داشت و او سعی کرد اتفاقات را به مسیری هدایت کند تا زمینه پیروزی نهایی بوجود آید، حال این مسیر پیروزی، شامل مرگ بسیاری از موجودات و اشتباهاتی از جانب بقیه نیز بود. کسی نمی‌داند که اگر اتفاقات آن گونه که هم اکنون پیش رفته است اتفاق نمی‌افتاد، چه اتفاقاتی رخ می‌داد. در هر صورت، به قول تانوس، بزرگترین کارها، قویترین اراده را نیاز دارد. تانوس همانند یک قهرمان در داستان خود، سختی‌های زیادی کشید و فداکاری‌های متعددی را انجام داد تا به هر حال به هدف خود رسید و کسی نتوانست مانع پیروزی اجتناب ناپذیر او شود. از جهتی دیگر می‌توان گفت، فیلم Avengers: Infinity War رویدادی با یک سری اشتباهات بود که شخصیت شرور فیلم را به پیروزی رساند.

دسته بندی
اخبار سینماسینمافیلم اونجرزمطالبمقالاتمنتخب سردبیرنقد و بررسی

یک دیدگاه

مطالب مرتبط